اندر مصائب کتاب سروده ای از اینجانب را بخوانید:

سلامی چو بویِ خوشِ آن کتابی،
که گاهی، میانِ نگاهی
صدائی برآرَد ای همنشینِ دلِ من
بیا وُ تورق کُن این جانِ زارَم
بیا و شکافی بزن بر دلِ من
بخوان آنچه را من نهفتم
بخوان تا بدانی هر آنچه بر عنوانِ من نوشتند
گهگاهی دروغ است و من
آنچه هستم، که هستم
بدان گاه و بیگاه از نابسامانی و علم اندک
چنان میزنندم حراج در اراک
که جلدی هزار است
بیا و بدو که تمام است
مرا در میان خاک و خل ها به تَلّی نشانند
بیا وُ منِ زارُ دریاب
ای همنشین دلِ من

سروده: کتابدار ثانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *