استناد در علم حدیث

  • عابدی، احمد. استناد در علم حدیث. قم: رهاورد نور. فصلنامه اطلاع رسانی، آموزشی و مطالعات رایانه‌ای علوم اسلامی. سال یازدهم، شماره چهلم، پیاپی ۵۷، پائیز ۱۳۹۱٫ص ۳۲-۳۶٫

استناد در علم حدیث

نویسنده: احمد عابدی (کارشناس کتابداری مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) قم)

مقدمه

در گذشته، امر استناد به‌گونه‌ای معمول بوده؛ ولی ضوابطی مدوّن که بتوان آن‌ها را مبانی نظری چنین امری تلقی کرد، نداشته است. در اسلام، تنها حوزه‌ای که این امر را به طور جدّی مورد ملاحظه قرار داده، علم‌الحدیث است که سابقه آن به قرون اولیه هجری می‌رسد.

به سبب نقش حسّاسی که حدیث در انعکاس سخن معصوم دارد، اِسناد هر حدیث به زنجیره ناقلان (سلسله سند) عنصر اساسی تشخیص صحّت و اعتبار احادیث شمرده می‌شود. این علم، با گذشت زمان چنان وسعت یافت که تبدیل به حوزه‌ای مستقل شد و کم و بیش با همین تعبیر امروزی استناد به‌کار می‌رفت. شهید ثانی «سند» را آنچه مورد اِسناد قرار گرفته یا زنجیره ناقلان می‌داند و «متن»، بنا به تعبیر ابن‌جماعه، بیانی است که آخرین راوی ارائه می‌کند. در حوزه حدیث، متنی که بر مبنای نام افراد مورد استناد تدوین می‌شد، «مُسنَد» نام داشت. (۱)

تعریف مُسنَد

مُسنَد، از مصدر اِسناد و اِسناد از ماده سَنَد است. معنای لغوی سَند، به معنای دامنه و نشیب و سرازیری کوه، زمین بلندکه رویاروی شخص باشد، تکیه‌گاه و آنچه بدان پشت نهند از قبیل دیوار و‌…، دستاویز و نوشته‌ای که بدان اختیار شغل و ملکی را به کسی دهند، به‌کار رفته است. (۲)

در لغت‌نامه دهخدا نیز سَنَد چنین تعریف شده است: «منسوب شدن به چیزی پشت به پشت، نسبت کردن چیزی را به چیزی. (۳) معنای اصطلاحی سند نیز به این دلالت می‌کند که یا از طریق متن وی از زنجیره به‌هم پیوسته از کسانی باشد که یکی پس از دیگری حدیث را روایت کنند تا به پیامبر(ص) و یا ائمه معصومین (ع) رسد.
واژه «مُسنَد»، اسم مفعول صفت مفعولی از اَسنَدَ و جمع آن مَسانِد و مسانید است. از معانی این واژه، یکی «پسر خوانده» است و دیگری، روزگار است و معنای دیگر آن نیز اسناد شده و یا نسبت داده شده است. گفتنی است که در قرآن از خویشاوندان این واژه، تنها یک کلمه و آن هم یک بار به‌کار رفته است و آن کلمه «مُسَنَّدَه» است که در این آیه شریفه آمده است: «کاَنَّهُم خُشُبٌ مُسَنَّدَه»؛ گویی که ایشان (منافقین) چوب‌هایی‌اند ببًر بارنهاده». (۴)

معنای اصطلاحی مُسنَد، در میان اهل حدیث چنین معنایی دارد که در برابر مرسل و منقطع و‌… است؛ یعنی حدیثی که سندش از راوی تا پیامبر(ص) – یا به تعبیر صحیح‌تر تا معصوم- پیوسته و متصل باشد؛ به عبارت دیگر، حدیثی است که از زنجیره اسناد آن حلقه‌ای مفقود نباشد. این اصطلاح نزد بیشتر محدثان، تنها درباره حدیث مرفوع متصل به‌کار می‌رود؛ چنان‌که حاکم می‌نویسد:

«حدیث مسند، آن است که محدث آن را از استادی روایت کند که سماع وی از او آشکار باشد و سن وی چنین کاری را اقتضا کند و سماع استاد او از استادش هم به همین شیوه باشد تا این‌که اسناد به یک صحابی مشهور برسد و از رهگذر او به پیامبر (ص) بپیوندد.» (۵)

اسناد

اِسناد، مصدری از باب افعال بوده و در پاره‌ای از موارد به یک معنا با سَنَد به‌کار رفته است. در لغت‌نامه دهخدا نیز نسبت کردن به و بازخواندن به چیزی گفته شده است. (۶) معنای اصطلاحی اسناد نزد حدیث‌شناسان و حدیث‌پژوهان، به معنای نسبت دادن حدیث به معصومین(ع) از رهگذر ذکر یکا‌یک راویان آن است.

مُسنِد

مُسنِد، اسم فاعل صفت فاعلی از اَسنَدَ است. آنچه سبب تکیه دادن می‌شود، کسی که گواهی دیگری را تقریر می‌کند و اسناد دهنده، از معانی این واژه است. در اصطلاح نیز این واژه نزد حدیث‌شناسان و حدیث‌پژوهان به عنوان لقب بر کسی اطلاق می‌شود که در زمان و یا شهر خویش از دانش چشمگیری در حدیث برخوردار است؛ (۷) به عبارت دقیق‌تر، مُسنِد کسی است که با تکیه بر حافظه، حدیث را با سلسله سند نقل می‌کند؛ خواه به احوال سند و قوت و ضعف آن آگاه باشد و خواه از چنین آگاهی‌ای برخودار نبوده و تنها به روایت توانا باشد. مقام علمی این فرد، از حافظ و محدث پایین‌تر است. (۸)

استناد

در گذشته، امر استناد به گونه ای معمول بوده؛ ولی ضوابطی مدوّن که بتوان آن‌ها را مبانی نظری چنین امری تلقی کرد، نداشته است. تنها حوزه ای که این امر را به طور جدی مورد ملاحظه قرار داده، علم حدیث است و این، احتمالاً تنها حوزۀ کهن است که به سبب طبیعت موضوعش، مسألۀ استناد را با دقت بررسی کرده و برای آن قواعد و شرایطی مقرر اشته است‌. (۹)

کاربرد استناد

استنادها، عناصر جالبی برای مطالعه هستند؛ زیرا هم به‌آسانی در دسترس قرار دارند و هم به اعتبار داده‌ها آسیبی نمی‌رسانند و بر خلاف شیوه‌هایی چون مصاحبه و توزیع پرسشنامه، عوامل مزاحم کمتر است و نیاز به همکاری پاسخ‌دهنده ندارند. (۱۰) مطالعه استنادی یا تحلیل استنادی، از جمله کاربردهای استناد است که رابطه میان مدرک استنادکننده و مدرک استنادشده را بررسی می‌کند و به مطالعه قواعد حاکم بر این رابطه می‌پردازد.

انواع استناد‌دهی

برای حفظ یکدستی در استناد، قواعد و معیارهایی در مقیاس بین‌المللی پدید آمده است که در استناد به تک‌نگاشت‌ها، گزارش‌ها، مقاله‌ها و دیگر مدارک می‌توان آن‌ها را به‌کار بست. هرچند برخی عقیده دارند که «به سبب وجود نمونه‌های متنوعی از استناد که در آثار و منابع گوناگون به چشم می‌خورند، ارائه هر گونه توصیه صریح و روشن در این باره دشوار است»، می‌توان از معیارهایی مانند استاندارد بین‌المللی توصیف کتاب‌شناختی و قواعد فهرست‌نویسی انگلو امریکن بهره گرفت. در حوزه‌های مختلف علوم، شیوه‌های گوناگونی برای استناد به کتاب‌ها و نشریه‌ها وجود دارد که شیوه‌نامه «شرایط یکسان برای ارائه دست‌نوشته به مجله‌های زیست‌پزشکی»، که در سال ۱۹۷۸ توسط کمیته بین‌المللی سردبیران مجلات پزشکی تهیه شده، از آن جمله است. چهارصد نشریه معتبر پزشکی دنیا، از این شیوه‌نامه برای مقاصد مختلف نوشته‌های علمی حوزه پزشکی پیروی می‌کنند.

در هر استناد، موارد کلّی زیر رعایت می‌شود:

  • الف – منبع اصلی داده‌ها برای استناد کتاب‌شناختی مواد چاپی، معمولاً صفحه عنوان و صفحه‌های مرتبط با آن در هر اثر است. در مواد غیرچاپی، داده‌ها از جلد، شرح، یا دیگر عناصر، از جمله مواد چاپی همراه، استخراج می‌گردد؛
  • ب – مختصرترین شکل استناد، حداقل اطلاعات ضروری برای شناسایی اثر را ارائه می‌دهد و سطوح دیگر اطلاعات ماهیت یا محتوای اثر را بیان می‌کند یا شناسایی یک اثر را آسان می‌سازد؛
  • ج – برای نقطه‌گذاری (سجاوندی) شیوه‌های مختلفی با یکدیگر تلفیق و پذیرفته شده است. آنچه در این زمینه اهمیت دارد، کمک به خوانایی یا درک استناد است؛
  • د – در بیشتر معیارهای استناد، استفاده از کوته‌نوشت‌ها (اختصارها) رواج دارد که کوتاه‌نویسی عناوین نشریه‌های ادواری از آن جمله است. (۱۱)

تدوین حدیث

در دوران منع تدوین حدیث که در زمان خلیفه اول و دوم صورت گرفت، شیعیان به تبعیت از ائمه خود به نگارش احادیث اهتمام می‌ورزیدند و کتاب‌هایی را نیز به نگارش در آوردند که در طول زمان از دسترس ما خارج شده و یا از بین رفته‌اند.

از همان ابتدا که کار تدوین احادیث شروع شد، شیعیان نیز در این امر دخیل بوده و نقش بسزایی در این امر ایفا کرده‌اند. شوقی ضیف می‌نویسد:
« توجه شیعه به نوشتن فقه، بسیار قوی بوده است. علت آن، اعتقادی بوده که آن‌ها در مورد ائمه خود داشته‌اند؛ به این‌که آن‌ها هادی و مهدی بوده و باید به تمام فتاوی آن‌ها ملتزم شد. از این رو، به فتاوا و قضاوت‌های حضرت علی(ع) توجه کردند. بنابراین، اولین تألیف از میان شیعه و به دست سلیم بن قیس هلالی معاصر حجاج بوده است. (۱۲)

سید حسن صدر نیز ذکر می‌کند که اولین کسی که از شیعه علی‌(ع) به تدوین کتاب پرداخت، ابورافع مولی رسول الله(ص) است. (۱۳)

شیعه علاوه بر داشتن ائمه معصوم(ع) تا اواسط قرن سوم صاحب کتبی بوده که اصحاب ائمه تألیف کرده و از زمان امام صادق(ع) به بعد، این کتب به اندازه‌ای است که می‌توان گفت قابل شمارش نبوده. اگر فردی کتاب رجال نجاشی را مورد مطالعه قرار دهد، درک خواهد کرد که اصحاب ائمه، تألیفات بسیار زیادی داشته‌اند که پشتوانه فقه شیعه است. طبعاً محدودیت شیعیان و احاطه بر شناخت آن‌ها از یک طرف و نیز در خطر بودن افراد شیعه و عدم گرایش افراد فاسق و فرصت‌طلب به آن‌ها نیز از طرف دیگر، به انضمام توجه ائمه و اصحاب آن‌ها به تدوین احادیث، باعث غنای فقه شیعه و صحت آن است؛ امتیازاتی که عملاً در میان اهل سنت – به دلایلی چون: وسعت، حاکمیت مذهب اهل سنت و عدم تدوین حدیث – وجود نداشته است. از این رو، این مباحث بیان می‌دارند که برتری فقه شیعه و توجه عموم مسلمانان بدان، پشتوانه تاریخی صحیحی دارد. (۱۴)

اما مسأله تاخیر در کتابت حدیث، از مسائل مهم در تاریخ حدیث است. اهمیت آن از آن‌جا است که این حرکت تأثیر زیادی در بیان چگونگی احادیث، تعداد آنها دروغ‌پردازی‌ها، و‌… داشته است. یکی از این مباحث، به کسانی مربوط است که عامل این تأخیر بوده و حرکت آن‌ها سرمشق دیگران در ننوشتن احادیث قرار گرفته است. پس از این‌که برخی از خلفا بنا به مصالحی از نوشتن حدیث جلوگیری کردند، به دنبال آن گروهی از صحابه و تابعین نیز از این امر پیروی نموده و با تحقق مثل «الناس علی دین ملوکهم» تا مدت‌ها با تأثیرپذیری از این دستور، از نوشتن احادیث ابا کردند و تنها به حفظ آن‌ها بسنده نمودند.

عمر بن عبدالعزیز درمیان خلفا اولین کسی بود که در مورد نوشتن حدیث و فرستادن آن‌ها به نزد خلیفه، به علمای بلاد اسلامی دستور داده است. (۱۵) همچنین او به مردم مدینه نوشت ببینید آنچه از احادیث پیامبر(ص) باقی مانده است، بنویسید؛ زیرا من در مورد از بین رفتن علم وحشت دارم. (۱۶)

اگرچه در روزگار عمر بن عبدالعزیز احادیث تا حدی به صورت منظم نگاشته شده بود، اما پس از مرگ ایشان تحت الشعاع مخالفت‌ها برای ننوشتن حدیث قرار گرفته و همان‌گونه که ذهبی اشاره کرده است: مسأله تدوین به نیم قرن پس از آن موکول شده است. از ابن حجر نقل شده است که‌: «مسأله تدوین حدیث و تبویب آن‌ها در اواخر عصر تابعین، یعنی هنگاهی که علمای اسلام در شهرها پراکنده شدند، آغاز شد. اولین کسانی که احادیث را تدوین نمودند، ربیع بن صبیح و سعید بن ابی عروبه بودند؛ تا این‌که بزرگان طبقه سوم، احکام را مدون کردند.» (۱۷)

در مجموع، سه مرحله از حفظ تا کتابت حدیث بوده است:

  • – از ابتدا تا آخر قرن اول هجری که اصولاً کتابت حدیث درا ین مرحله به صورت شایع مطرح نبوده است؛ به‌جز در مواردی از ناحیه بعضی از صحابه که بر خلاف دستور خلفا در این باب عمل کردند.
  • – از اوایل قرن دوم تا اواسط این قرن که تدوین به صورت ناقص وجود داشته و مکتوباتی نیز در این مدت نگاشته شده است.
  • – سومین مرحله تدوین حدیث که نسبتاً به صورت اساسی و اصولی انجام گرفته و از اواخر قرن دوم آغاز شده است؛ هر چند که امروزه کمتر اثری از آن قرن باقی مانده است. قدیمی‌ترین کتبی که در این مرحله باقی مانده، مصنف عبدالرزاق و نیز مصنف ابن ابی شیبه و همچنین موطأ مالک بن انس است که تألیف بیشترین آن‌ها در نیمه دوم قرن دوم هجری آغاز شده است. (۱۸)

جایگاه مُسنَدنویسی در تدوین حدیث اهل سنت

تدوین حدیث در میان اهل تشیع و اهل تسنن، متفاوت است. با این‌که تلاش برای شنیدن و ضبط و نقل احادیث هم در میان تشیع وجود داشت و هم در میان اهل تسنن، اما یک تفاوت ریشه‌ای در سده نخست هجری میان خاصه و عامه به چشم می‌خورد و آن این‌که عامه در مدت یک سده به پیروی از دستور خلیفه دوم و برخی صحابه دیگر، نوشتن حدیث را نمی‌پسندیدند؛ ولی شیعیان از همان آغاز همچنان که نسبت به استماع و ضبط و نقل احادیث اهتمام می‌ورزیدند، نسبت به نوشتن و تدوین آن نیز اهتمام داشتند. بنابراین، شیعه دست‌کم یک سده در تدوین و نگارش حدیث از اهل سنت جلو افتاد. (۱۹)

البته ناگفته نماند که در میان اهل سنت نیز از همان ابتدا برخی از صحابه و تابعان بر حسب شرایط و یا تشخیص فردی به نگارش احادیث می‌پرداختند؛ اما این کار، رسماً امری پسندیده نبود و تدوین رسمی با فرمان عمر بن عبدالعزیز آغاز گشت. (۲۰)

مکتوبات عصر نبوی

نتیجه هدایت‌ها و تلاش‌های پیامبر اکرم(ص) و مساعدت‌های اصحاب حضرت، به طور طبیعی، در قالب مکتوبات در حیات پیامبر گرامی اسلام ظهور کرد. از جمله آثاری که در این عصر باقی مانده‌اند، عبارت‌اند از:

  • – آثاری که به املای پیامبر(ص) و حضرت امیر مؤمنان علی(ع) از جمله عهدنامه‌ای که در مدینه به زعامت رسول اکرم(ص) پدید آمد. این اثر را پیامبر(ص) املا و حضرت علی(ع) نوشتن آن را به عهده داشتند. (۲۱)
  • – صحیفه امام علی(ع) که این کتاب را پیامبر(ص) املا فرمود و حضرت امیر (ع) آن را کتابت نمود.
  • – صحیفه عبدالله بن عمر بن العاص و صحیفه سعد بن عباده و‌… که به همین چند اثر بسنده می‌کنیم.

مسندنویسی در علم حدیث

دانش حدیث، از چنان اهمیتی برخوردار است که در چند قرن نخست عالم اسلام علم با دانش حدیث مترادف بوده و در بیشتر علوم اسلامی، علم به معنای فراگیری احادیث مربوط به آن موضوع بوده است. مسلمانان در عصر رسالت، احادیث را می‌نوشتند و آن را محفوظ می‌داشتند. این عمل، به جهت دستور اکید رسول خدا(ص) به نگارش حدیث بود. گرچه به دلیل دستور خلیفه اوّل و دوم بر ممنوعیّت این کار، اهل سنّت نه تنها نگارش حدیث را یک قرن به تأخیر انداختند، بلکه از نقل شفاهی آن نیز پرهیز کردند؛ امّا شیعه در طول تاریخ خود و اهل سنّت نیز پس از دستور عمر بن عبدالعزیز به جمع‌آوری و ثبت و ضبط احادیث اشتغال داشتند.

نتیجه نگارش حدیث، پدید آمدن هزاران کتاب حدیثی است که بهترین منبع شناخت دین پس از قرآن مجید به شمار می‌روند. روش محدثان بزرگ در تدوین این کتاب‌های حدیثی متفاوت بوده است؛ بعضی از آنان به نوشتن جوامع حدیثی یا دائره المعارف حدیث روی آوردند، که از کاه تا کهکشان، همه موضوعات مربوط به دنیا و معیشت مردم تا مسائل معنوی و احکام فقهی و تفسیر قرآن را در بر داشت.

بعضی از این کتاب‌های حدیثی، به موضوعی خاص یا عام پرداخته‌اند، مثل: علل الشرائع، ثواب الأعمال، عقاب الاعمال، معانی الأخبار، الکافی و‌… . بعضی از کتاب‌هایی که «سنن» نام گرفته‌اند، بر اساس ابواب فقهی تنظیم شده‌اند؛ مثل تهذیب و اسبتصار. این گونه کتاب‌ها بر اساس موضوع نوشته شده‌اند.

بعضی از کتاب‌های دیگر حدیثی بر اساس مؤلف یا راوی تدوین شده‌اند، مثل: مسند الامام موسی بن جعفر(ع) که روایت ابوعمران مروزی است، مسند الامام زید بن علی و مسند احمد حنبل.

علامه تهرانی در الذریعه، صدها کتاب حدیثی را با عنوان «نسخه»، «خطبه» و «مسند» معرفی کرده است. مسندنویسی که بخش مهمی از تدوین حدیث است، در اهل سنّت بیش از شیعه رواج داشته است و در بین علمای شیعه، «اصل»نویسی بیش تر متداول بوده است و این، علاوه بر پیشگامی شیعه در نگارش حدیث است؛ چنان‌که چهارصد کتاب در قرن دوم هجری توسط شیعیان و اصحاب حضرت امام صادق و امام کاظم(ع) نگاشته شد؛ در حالی که اهل سنّت هنوز درباره لزوم نگارش حدیث شک و تردید داشتند. بنابراین، گرچه شیعه و اهل سنّت هر دو در ترویج حدیث تلاش کرده‌اند، ولی سابقه شیعه در این باره بیشتر است.

اگرچه توجه شیعه غالباً معطوف به نگارش اصول حدیثی بوده و کمتر مسند نوشته است، اما در همان تعداد اندک مسند، از روشی متفاوت با روش اهل سنّت پیروی کرده است. (۲۲)

امتیازات حدیث شیعه بر اهل سنت

  1. دایره حدیث و معارف نزد شیعه، فراتر از اهل سنت است؛ زیرا شیعیان بر اساس آموخته‌های خویش از کتاب و سنت پیامبر، بر این باورند که عدد معصومان چهارده تن است و قول فعل و تقریر (تأیید عمل افراد) آنان به یک میزان، از اعتبار و حجّیت برخوردار است. بر همین اساس است که دوره دسترسی به معصوم، نزد شیعه تا پایان قرن سوم ادامه دارد؛ ولی بر اساس اعتقاد اهل سنت، با رحلت رسول اکرم(ص) دسترسی به معصوم از بین می‌رود.
  2. نزد شیعیان هیچ‌گاه کتابت و نشر حدیث متوقف نگشت و بر اساس تعلیم پیامبر و عترت او، در همه دوره‌ها کتابت حدیث رواج داشته و امامان معصوم خود نیز در این امر پیشگام بوده و یاران خویش را بدان وا‌می‌داشتند.
  3. شیعیان از همان ابتدا تلاش کردند که کتب و مجموعه‌های معاریف و حدیثی را با سلسله اسناد نگهداری کنند. گاه می‌شد که شکنجه‌های زیادی را برای حفظ کتب و احادیث ائمه تحمل می‌کردند که ابن ابی عمیر و محمد بن یونس بن عبدالرحمان از این جمله‌اند. (۲۳)

آثار به‌جای مانده از اهل بیت(ع)

الف – سؤالی که گاهی برای افراد مطرح می‌شود، این است که آیا اهل بیت(ع) اثر مکتوبی (نامه، کتاب و…) از خود بر جای گذاشته‌اند؟

در جواب باید گفت: کتاب‌هایی به اهل بیت(ع) منسوب است، شامل یکی از موارد ذیل است:

  • ۱٫ برخی در دسترس ما نیست، مانند خیلی از کتاب‌هایی که نام خواهیم برد.
  • ۲٫ برخی نسبت آن به مولف قطعی و در دسترس است، مانند: نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و روایاتی که در جوامع روایی با سند نقل شده که در مجموع نسبت به ائمه قطعی است؛ ولی تک‌تک روایات آن، از نظر سندی به سه دسته تقسیم می‌شوند:
  •       – روایات متواتره که بسیار اندک است؛
  •       – روایات آحاد معتبر که در فقه معتبر است؛ ولی در معارف دین علم‌آور نیست؛
  •       – روایات جعلی و ضعیف.
  • ۳٫ برخی نیز مشکوک است، مانند تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، فقه الرضا(ع) منسوب به امام هشتم(ع) و… .

ب – مجموعه آثاری که از اولیای دین برای ما باقی مانده، چقدر است و در چه کتابی آمده است؟ پاسخ این است که آثار ائمه(ع) سه مرحله را پشت سر گذاشته است:

۱٫ دوران حضور ائمه(ع)‌:

در این‌جا فقط به برخی دوره‌ها اشاره می‌شود:

  • – دوران علی(ع)‌: اولین کتاب حضرت(ع)، تفسیر قرآن است. (۲۴) دومین کتاب «کتاب السنن والقضایا والاحکام» است که ابواب مختلف فقهی در آن گرد آمده است. (۲۵) سومین کتاب، کتاب جامعه، و یا کتاب علی(ع) است. (۲۶) صحیفه علی(ع)، کتابی دیگر است که حجم آن کمتر از کتاب علی و الجامعه می‌باشد. (۲۷) البته هیچ‌کدام از این کتاب‌ها اکنون در دست نیست. عهدنامه مالک اشتر، یکی دیگر از کتب آن حضرت به شمار می‌رود؛ به جز این‌ها، نامه‌های دیگر حضرت به والیان و عاملان را نیز باید در شمار همین مکتوبات آورد. بیشتر این‌ها در نهج‌البلاغه و مستدرک آن، نهج الصباغه آمده است و همچنین کتاب‌های دیگری که توسط شاگردان حضرت جمع‌آوری شده، مانند: «جاثلیق» از سلمان فارسی، الخطبه از ابوذر، کتاب قضاوت‌های علی(ع) و کتاب تفسیر توسط عبدالبر بن عباس، صحیفه مناسک حج توسط جابر بن عبدالله انصاری و کتاب تفسیر از میثم تمّار و… . (۲۸)
  • – دوران امام حسن و امام حسین(ع): در این دوره، به جهت حاکمیّت معاویه، مجالی برای کتابت حدیث وجود نداشت. خطبه‌های حضرت در منا و نامه‌های امام حسین(ع) به اهل کوفه، مسلم بن عقیل، بنی هاشم و بزرگان بصره، از کتاب‌های این دوره است. (۲۹)
  • – دوران امام سجاد(ع): امام سجاد(ع) هنگام شهادت، صندوقی را نزد امام باقر(ع) به ودیعت نهاد که در آن کتب بسیار بود (۳۰) یکی از آن‌ها، صحیفه سجادیه است. (۳۱) همچنین می‌توان به کتاب‌های: مناسک الحج، رساله الحقوق (آداب سلوک فردی و اجتماعی)، صحیفه الزهد، الجامع فی الفقه، حدیث، کتاب علی بن الحسین و نیز کتاب‌هایی که شاگردان حضرت تألیف و جمع‌آوری نموده‌اند. (۳۲) از قبیل: تفسیر القرآن، نسخه احادیث، صحیفه احادیث، رسالته الی سعد الاسکاف، کتابی که زراره روایت کرده و یا کتابی دیگر که عبدالمؤمن بن القاسم آن را نقل نموده است. (۳۳)
  • – دوران امام صادق(ع): رساله‌ها و کتب بسیاری از حضرت نقل شده یا به ایشان منسوب است، مانند: «الاهلیلجه فی التوحید»، کتاب «التوحید»، رساله «اهوازیه»، «رساله فی الغنائم»، «رساله فی وجوه معایش العباد»، «الجعفریات»، «نثر الدر» که صحیفه‌ای است در کلمات قصار، و رسائلی که جابر بن حیان از حضرت روایت کرده و تا پانصد عدد شمارش شده است.

۲٫ دوره جمع و تبویب:

این دوره با آغاز غیبت صغری شروع می‌شود و تا دوره صفویه تداوم می‌یابد. در نگاه کلی، می‌توان این دوره را با دو مشخصه شناخت: «تدوین کتب اربعه» و «تدوین کتب دعا و زیارات».

اول: کتب اربعه که عبارت است از:

  • – الکافی، محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ق) که دارای هشت جلد است و مجموعاً دارای ۱۶۱۹۹ حدیث می‌باشد.
  • – من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق ابوجعفر، محمد بن علی (۳۰۶ – ۳۸۱ ق) که در چهار جلد به طبع رسیده. بیشتر روایات آن، فقهی است و مجموع روایات آن، ۵۹۰۱ روایت می‌باشد. (۳۴)
  • – تهذیب الاحکام: شیخ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن (م ۴۶۰)؛ این کتاب در ده جلد چاپ شده و مشتمل بر ۱۳۵۹ حدیث می‌باشد.
  • – الاستبصار: که این هم از شیخ طوسی است. روایت‌های این کتاب، ۵۵۱۱ در ۹۲۵ باب می‌باشد و طی چهار جلد منتشر شده است. (۳۵)

دوم: کتب دعا و زیارت: مانند اقبال سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، جمال الاسبوع، فلاح السائل، فتح الابواب، مصباح الزائر، اسرار الصلاه، اسرار الدعوات، و… .

۳٫ دوره تدوین مجموعه‌های حدیث:

مجموعه‌های حدیثی این دوره عبارت‌اند از:

  • – الوافی، محمد محسن فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق) در چهارده کتاب. (۳۶)
  • – النوادر فی جمع الاحادیث: این اثر از فیض کاشانی دارای ۷ کتاب و ۱۰۵ باب است.
  • – وسائل الشیعه: محمد بن حسن الحر العاملی (م ۱۱۰۴) در ۲۰ و گاهی در ۳۰ جلد چاپ شده است. مجموع روایات آن ۳۵۸۶۸ حدیث می‌باشد و مرجع خوبی برای مجتهدان و محققان به شمار می‌رود.
  • – بحار الانوار: بزرگ‌ترین مجموعه حدیثی شیعه، که مجلدات آن بر حسب چاپ‌های جدید، ۱۱۰ جلد است. مؤلف آن محمد باقر مجلسی (م ۱۱۱۱ق) از بزرگان حدیث شیعه است.
  • – عوالم العلوم، از عبدالله بحرانی اصفهانی (م قرن ۱۲)، ۲۳ جلد.
  • – مستدرک الوسائل: اثر میرزا حسن نوری (۱۳۲۰) در ۲۰ جلد. این مجموعه، حاوی ۲۳۱۲۹ حدیث می باشد. (۳۷)

روش‌های تدوین حدیث و سنجش شیوه مسندنویسی با دیگر روش‌ها

کتب حدیث، انواع گوناگونی دارند؛ صحاح، جوامع، مسانید، معاجم، مستدرکات، مستخرجات و اجزاء، از معروف‌ترین گونه‌های کتب حدیثی می‌باشند.

معرفی گونه‌های کتب حدیثی

اول: کتاب‌هایی که بر محور ابواب تالیف شده‌اند. روش تألیف این کتب، بدین‌سان است که تمام حدیث‌هایی که به موضوعی یکسان مرتبط هستند، زیر عنوانی فراگیر مثل «کتاب الحجه» یا «کتاب الزکوه» قرار می‌گیرند. آن‌گاه این احادیث در باب‌ها توزیع می‌شوند و هر بابی یک یا چند حدیث در موضوعی جزئی دربر می‌گیرد و برای هر بابی عنوانی در نظر گرفته می‌شود که موضوع آن باب را نشان می‌دهد، مثل «باب مفتاح الصلاه الطهور»؛ یعنی باب پاکیزگی، کلید نماز است. برخی محدثان این عنوان را «ترجمه» می‌نامند.
کتب جوامع، سنن، صحاح، مصنفات، مستدرکات و مستخرجات از این دسته‌اند.

دوم: کتاب‌هایی که بر محور نام‌های صحابه مدون شده‌اند. در این کتب احادیثی که صحابی روایت می‌کنند، در یک جا فراهم می‌آید. در این روش چنانچه نام صحابی ناقل حدیث مورد نظر خود را بداند، به آسانی بدان دست می‌یابد. افزون بر آن، این روش برای آگاهی از شمار مرویات یک صحابی از پیامبر (ص) و نوع آن‌ها سودمند تواند بود. این کتاب‌ها نیز خود بر دو گونه‌اند:

  • الف) مَسانید‌: که به دنبال نام هر صحابی تمام مُرَویات او را اعم از صحیح و حسن و ضعیف گرد می‌آورند. بنابراین سبک،‌گاه مسندهای صحابه بر اساس حروف الفبای نام ایشان مرتب و پس‌و‌پیش می‌گردد.
  • ب) اَطراف: ‌مقصود از این کتب،‌کتابهائی است که مولف به ذکر برجسته‌ترین بخش حدیث قناعت می‌کند؛ آنگاه طرف نقل و اسانید آن حدیث را از مآخذی که آن را روایت کرده‌اند،‌ یکجا گرد می‌آورد.

سوم: گونه سوم، معاجم نام دارند؛ کتاب‌های حدیثی که احادیث در آن به ترتیب صحابه یا استادان یا شهرها آورده شده و غالباً به ترتیب حروف الفبا هستند.

چهارم: کتاب‌هایی که بر اساس واژه‌های آغازین احادیث مرتب شده‌اند. این کتاب‌ها بر اساس نخستین واژه از متن حدیث و به ترتیب الفبا منظم گردیده‌اند. این روش، برای مراجعه بسی آسان است؛ ولی پژوهشگر باید دقیقاً عین نخستین واژه از حدیث مورد نظر خود را بداند؛ وگرنه تلاش او، برای یافتن حدیث سودمند نخواهد بود.

پنجم: مجامع یا کتاب‌های فراگیر، از دیگر گونه‌های حدیثی به شمار می‌روند. این کتاب‌ها در عین حال که احادیث شماری از مآخذ حدیث را در برگرفته، بر محور ابواب تألیف شده‌اند. مهم‌ترین آن‌ها: «جامع الأصول من الاحادیث الرسول»، «کنز العمال فی السنن الاقوال و الافعال» و «التاج الجامع للاصول فی احادیث الرسول» می‌باشد.

ششم: گاهی مؤلفی دو کتاب حدیث را در نظر می‌گیرد و محتویات آن دو را با یکدیگر می‌سنجد و احادیث زاید یکی بر دیگری را در کتابی گرد می‌آورد. این‌گونه کتاب‌ها را زواید می‌خوانند.

نتیجه

نقل قول و استناد، در تمامی اعصار اسلامی و غیر اسلامی مورد توجه بوده است. همان‌طور که ذکر شد، در علم حدیث سه موضوع را ذکر کردیم: استناد دهنده، استناد شونده و مسیر استناد کننده. در سه دوره، بیان حدیث و کتابت آن انجام شده است:

  • – دوره اول: قرن اول هجری بوده است که ائمه مطالبی را بیان و شاگردان آنان، کار کتابت و نگهداری آن را بر عهده داشته و گاهی آثاری نیز منسوب به ائمه معصومین(ع) بوده است که امروزه در دسترس نبوده و اغلب به صورت شفاهی به قرن‌های بعد منتقل شده‌اند.
  • – دوره دوم: قرن پنجم هجری بوده است که در این دوره افرادی مطالبی را به صورت شفاهی و با ذکر سندهای خود به صورت زنجیره‌وار بیان داشتند تا به اصل منبع می‌رسیدند.
  • – دوره سوم: که دوران معاصر است، از آثاری که در قرن پنجم هجری گردآوری شده است، استفاده می‌شود و استناد به آثار قرن پنجم صورت می‌گیرد. میزان دقت در استناد به کتب، بیشتر در قرن پنجم مورد بحث است؛ زیرا افرادی که در این دوره به گردآوری احادیث نموده‌اند، باید به افرادی که به صورت سینه‌به‌سینه احادیث را بازگو می‌نموده‌اند، دقت بسیاری شود و حس اعتماد به این افراد در میان نگارندگان کتب مسند ثابت شده باشد؛ چون این افراد تنها افرادی بودند که در این زمینه گزارشی از منبع استنادشونده را که در آن زمان وجود نداشته است، به صورت شفاهی بیان می‌داشتند. «پس در علم حدیث، سند منبعی نیست که به آن استناد شده است؛ بلکه سلسله افرادی که به صورت شفاهی حدیثی را نقل کرده‌اند، به عنوان سند می‌باشند.»

پی نوشت:

منابع:



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *